موضوع آزاد
اینجا من و شما آزادیم تا هر چی تو دلمونه بگیم.موضوع آزاده!
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم بله با کی کار داری کوچولو؟ قول داده امشب جوابمو بده. کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ... بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟ هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو...دیگر بغض امانش را بریده بود دنیا برای تو کوچک است ... (نویسنده:حامد) دلت که گرفت
دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است ،
پر بکش او همیشه آغوشش باز است ،
نگفته تو را میخواند ؟ اگر هیچکس نیست ،
خدا که هست . . . آسمان گرفته بود باران می بارید کودکی آهسته گفت: خدایا گریه نکن... همه چی درست می شه. روزهای بدی در زندگی انسان میرسد، که هیچ کس حتی از او نمی پرسد: «خوبی؟» برای چنین روز های بدی، نیاز به یگانه دلسوزی داری به شرطی که در روز های خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست «خدا» به درب بهشت نزدیک می شد به یکباره ایستاد و شروع کرد به گریه کردن فرشته ها و ملائک گرد او جمع شدند، به او گفتند: چه شده ای محبوب خــــــــدا ؟ چه شد ای والا ترین خلق خــــــــدا ؟ اینجا دگر نه اشکی است نه غم، نه اندوهی است نه زخم، اینگونه گریه کنی ما هم با تو خواهیم گریست برگشتو رو به عرش گفت خــــــــدایا فرشتگانت مرا بشارت می دهند اینجا دگر غم نیست، دگر اندوهی در دل راه ندارد، دگر صدای قلب شکسته در آسمان و عرشت نمی پیچد؟ دگر اشکی نیست، دگر .......... به یاد داری در کنج کلبه ی فقیرانه ام تنها تو با من بودی، تنها تو دوستم داشتی به یاد اشک های شبانه که با دست تو پاک می شد، به یاد داری تنها تو بودی که راز دلم را به او می گفتم به یاد داری چقدر سرت داد زدم، و تو مرا در آغوش گرفتی به یاد داری چقدر خطا کردم و تو همه را بخشیدی به یاد داری ای مهربان من؟ من بهشتت را نمی خواهم من فقط تو را می خواهم آتشی که نمى سوزاند “ابراهیم” را خوشبختی هدیه ی همیشگی خداست فقط ما باید دستهایمان را برای گرفتن هدیه دراز کنیم . . . خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود تنها کسی است که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد و با پای شکسته هم می توان به سراغش رفت تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر بر می دارد و بیشتر میخرد او تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند و وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید او تنها سلطانی است که با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه . . . !!!
دانشجویی به استادش گفت:
استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم آن را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت : آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
خدایا راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .
می گن با هرکی دوست بشی، شکل و فرم اونو می گیری فکرشو بکن… اگه با خدا دوست بشی ، چه زیبا شکل می گیری . . .
پرسید:کدام راه نزدیک تر است؟ گفتم:به کجا؟ گفت:به خلوتگه دوست گفتم: تو مگر فاصله ای می بینی بین ما و آن کس که دل ما همه منزلگه اوست
در شهر بودم
سلام من نمیدونم چرا آدما انقدر زود یادشون میره کی هستن من چند وقتی بود که به یه چیزایی فکر نکرده بودم چند شب پیش با یکی که خیلی برام عزیزه درباره خدا و این که چقدر ما خدایی که ما رو به وجود آورده رو می شناسیم حرف می زدم که فهمیدم: ماها خیلی نامردیم که حتی حاضر نیستیم روزی ده بیست دقیقه برای کسی که ما رو به وجود آورده وقت بذاریم وسطای صحبتم گریم گرفته بود چون فهمیده بودم منم آدم نیستم و خیلی نامردم ولی هنوز دیر نشده بیاید از امروز به هم قول بدیم که تو طول روز حداقل چند دقیقه با خدامون صحبت کنیم اصلا قصد نصیحت نداشتم جون من کمتر از اونم که نصیحت کنم تو باب رفاقت گفتم امیدوارم بهش فکر کنید. خدا ایشالله بهمون کمک کنه درست زندگی کنیم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |